مبانی نظری توسعه پایدار شرکت

توسعه پایدار با انتشار گزارش برونتلند در سال 1987 آغاز شد، در این گزارش پایداری را برآورده کردن نیازهای امروز مطرح کرد بدون اینکه توانایی نسل آینده را برای برآوردن نیازهای خود به خطر بیندازد (ییلدیز چانکایا و سزن[1]، 2019). توسعه پایدار یکی از مفاهیم کلیدی در عصر حاضر است که شرکت‌ها باید به آن توجه کنند. توسعه پایدار به معنای توازن بین نیازهای امروز و قدرت آینده برای برآورده کردن این نیازها است. درحالی‌که شرکت‌های تولیدی به دنبال تولید محصولات و خدمات باکیفیت و سودآور هستند، باید همچنین مسئولیت خود را در قبال اثرات منفی بر محیطزیست و جامعه در نظر بگیرند. شرکت‌های کوچک و متوسط در راستای بهره‌برداری از فرصت‌های عملکرد پایدار، باید محرک‌های پویایی زنجیره تأمین را مدنظر قرار داده و زمینه توسعه عملکرد پایدار شرکت را با استفاده از پویایی زنجیره تأمین به‌صورت غیرمستقیم از طریق قابلیت تولید مجدد و تاب‌آوری زنجیره تامین فراهم آورند (سرحدی و پیری، 1403).

توسعه پایدار شرکت مفهومی است که بر ضرورت توجه هم‌زمان به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی در راهبردها و فعالیت‌های سازمانی تأکید دارد. در این رویکرد، عملکرد سازمان تنها با شاخص‌های مالی و سودآوری سنجیده نمی‌شود، بلکه توانایی شرکت در حفاظت از محیط زیست، بهبود رفاه اجتماعی و ایجاد ارزش پایدار برای تمامی ذی‌نفعان نیز معیار قرار می‌گیرد. نظریه «سه‌گانه خط مبنا[2]»  که نخستین بار توسط الکینگتون[3] (1979) مطرح شد، چارچوبی برای تحلیل توسعه پایدار سازمانی فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که شرکت‌ها باید علاوه بر سود به انسان‌ها و سیاره  نیز توجه داشته باشند. از این منظر، توسعه پایدار شرکت به معنای ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، مسئولیت اجتماعی و حفاظت محیط زیست است، به گونه‌ای که توانایی نسل‌های آینده در تأمین نیازهای خود به خطر نیفتد.

از نظر مبانی نظری، توسعه پایدار شرکت بر پایه نظریه‌های مختلفی مانند نظریه ذی‌نفعان[4]، نظریه مشروعیت[5] و نظریه منبع‌محور[6] تبیین می‌شود. نظریه ذی‌نفعان بر این فرض استوار است که بقای بلندمدت شرکت وابسته به توجه به منافع و مطالبات همه ذی‌نفعان است و نه صرفاً سهامداران (فرمن[7]، 1984). نظریه مشروعیت بیان می‌کند که شرکت‌ها برای ادامه حیات و کسب مقبولیت اجتماعی باید عملکرد خود را با ارزش‌ها و هنجارهای جامعه منطبق سازند (ساچمن[8]، 1995). همچنین، رویکرد منبع‌محور توسعه پایدار را به‌عنوان یک منبع استراتژیک و مزیت رقابتی پایدار تلقی می‌کند که می‌تواند با ارتقای کارایی منابع، کاهش ریسک‌ها و نوآوری سبز به بهبود عملکرد شرکت کمک کند (لازانو، 2015). بر اساس این مبانی نظری، توسعه پایدار شرکتی نه یک انتخاب داوطلبانه، بلکه ضرورتی راهبردی برای سازمان‌ها در محیط رقابتی و جهانی امروز محسوب می‌شود.

توسعه پایدار موضوع مهمی است که هر شرکتی در طول فرآیند توسعه به آن توجه دارد. به‌طور خاص، توسعه پایدار وزن قابل توجهی در استراتژی آینده یک شرکت دارد که نشان‌دهنده پتانسیل آن برای بقا و توسعه است و بر عملکرد مالی آتی شرکت تأثیر می‌گذارد (مشایخ و پورغلامرضا، 1402).

 


[1] Yildiz Çankaya & Sezen

[2] Triple Bottom Line

[3] Elkington

[4] Stakeholder Theory

[5] Legitimacy Theory

[6] Resource-Based View

[7] Freeman

[8] Suchman