در طول دهه گذشته، سازمانها از سوی گروههای مختلف ذینفعان، شامل سهامداران، کارکنان، سرمایهگذاران، مصرفکنندگان و مدیران، تحت فشار فزایندهای برای رفتار مسئولیت پذیر قرار گرفتهاند. این مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی با مسئولیت پذیری اجتماعی بالاتر نه تنها بازدهی بیشتری دارند، بلکه به نیروی کاری متعهدتر دست مییابند (اردلان و همکاران، 1394). کارکنان از مشارکت با سازمانهایی که مسئولیتهای اجتماعی خود را جدی میگیرند، احساس هویت و غرور میکنند. هدف اساسی سازمانها، حتی نهادهای اقتصادی، باید در کنار سودآوری، تأمین انتظارات ذینفعان داخلی و خارجی باشد (امیدی و دال زوتو[1]، 2022). زیرا به این روش، پایداری سود نیز حفظ میشود. همچنین، انتظارات جامعه در ابعاد اخلاقی، قانونی، اقتصادی و منافع عمومی از سازمانها این است که نسبت به جامعهای که در آن فعالیت میکنند، مسئولیتپذیر باشند (چولز و همکاران، 2008). طبق این دیدگاه، هنگامی که مسئولیت در زندگی اجتماعی، از جمله در سازمانها، مورد بررسی قرار میگیرد، نباید تنها حقوق سهامداران و مؤسسات یا حتی صرفاً رعایت قوانین اجباری به عنوان مبنای عملکرد سازمانها محسوب شود. بلکه مسئولیت باید به عنوان یک امر داوطلبانه و نوعی تعهد و وظیفه از سوی سازمانها دیده شود. مسئولیت پذیری موضوع مدرنی نیست، اما به نظر میرسد که توجه بیشتری میان دانشگاهیان و مسئولان به این مفهوم جلب شده است، زیرا مزایای مسئولیت پذیری برای اقتصاد، جامعه و محیط زیست تازه و نوظهور به نظر میرسد (قادری[2] و همکاران، 2019).
مسئولیت پذیری به عنوان یک راهبرد واکنشی در برابر چالشها و نگرانیهای اجتماعی و زیستمحیطی عمل میکند و هدف آن نیز ترویج توسعه پایدار است. این مفهوم تلاش میکند تا افراد و سازمانها را تشویق کند تا در تصمیمگیریهای خود تأثیرات گستردهتری را در نظر بگیرند و راهحلهایی برای مشکلات فراگیر فراهم آورند. با این نگرش، جامعه میتواند به سوی آیندهای پایدار و متوازنتر حرکت کند که در آن تعهد به بهبود محیط زیست و عدالت اجتماعی در اولویت قرار دارد (لیکاندرو[3] و همکاران، 2023).
مسئولیتپذیری یکی از وظایف مهمی است که بر عهده مؤسسات خصوصی قرار دارد و شامل تعهداتی مانند جلوگیری از آلودگی محیط زیست، پرهیز از تبعیض در استخدام، اجتناب از رفتارهای غیراخلاقی، اطلاعرسانی شفاف به مصرفکنندگان در مورد کیفیت محصولات و مشارکت سازنده در بهبود زندگی افراد میشود. این مفهوم مجموعهای از وظایف و تعهداتی را در بر میگیرد که سازمانها باید برای حفظ و حمایت از جامعهای که در آن فعالیت میکنند، انجام دهند. از جمله این وظایف، جلوگیری از آلودگی محیط زیست، عدم تبعیض در امور استخدامی، توجه به نیازهای کارکنان و پرهیز از تولید محصولات مضر و زیانآور برای سلامت جامعه است. همچنین، سازمانها باید با تخصیص منابع مالی مناسب، در جهت بهبود رفاه اجتماعی که مورد قبول اکثریت جامعه باشد، تلاش کنند. هدف نهایی مسئولیتپذیری این است که از آنجا که سازمانها نقش تأثیرگذاری بر سیستم اجتماعی دارند، اقداماتشان بهگونهای باشد که هیچ آسیبی به جامعه وارد نکند (درویشی و همکاران، 1393).
[1] Omidi & Dal Zotto
[2] Ghaderi
[3] Licandro