مبانی نظری مدیریت منابع انسانی

منابع انسانی به عنوان یکی از ارکان حیاتی و بنیادین هر سازمان، به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که با در دست داشتن نقش‌های متفاوت، مسئولیت انجام وظایف معینی را بر عهده دارند تا اهداف کلی سازمان محقق شود. این مفهوم نه‌تنها شامل نیروی کار فیزیکی می‌شود، بلکه توانایی‌های ذهنی، حس خلاقیت، دانش وسیع، مهارت‌های تخصصی، انگیزه فردی، نظام ارزش‌ها و نگرش‌های کارکنان را نیز در بر می‌گیرد. این مجموعه‌ی عوامل به شکلی هماهنگ و منسجم باعث می‌شود سازمان به سمت موفقیت و بهره‌وری بیشتر هدایت شود (آرمسترانگ و تیلور، 2023).

منابع انسانی از جنبش روابط انسانی که در اوایل قرن بیستم به دلیل کار فردریک تیلور در تولید ناب آغاز شد، نشأت گرفت. تیلور آن­چه را که مدیریت علمی از آن به­عنوان تیلوریسم یاد می­کند، مورد بررسی قرار داد و تلاش کرد تا کارایی اقتصادی در مشاغل تولیدی را بهبود بخشد. او در نهایت یکی از ورودی­های اصلی را در فرآیند تولید کلید زد که جرقه تحقیق در مورد بهره­وری نیروی کار را برانگیخت. این جنبش به­دنبال تحقیقات التون مایو رسمی شد و نشان داد که چگونه محرک­های غیرمرتبط با غرامت مالی و شرایط کار، توجه و مشارکت کارگران بیش­تری را به­وجود آورد. پس از آن نیز مطالعات و تحقیقات آبراهام مازلو، کرت لوین، ماکس وبر، فردریک هرزبرگ، و دیوید مک کللند اساس مطالعات رفتار سازمانی و تئوری سازمانی را تشکیل داد و فضا را برای یک رشته کاربردی فراهم کرد. شواهد نظری متعددی برای ایجاد یک پرونده تجاری برای مدیریت نیروی کار وجود داشت و تغییرات در چشم­انداز کسب و کار و در سیاست­های عمومی، رابطه کارفرما-کارمند را متحول کرده بود و این رشته به­عنوان روابط صنعتی و کار رسمیت یافت (ژو[1]، 2021). در سال 1913، یکی از قدیمی‌ترین انجمن‌های منابع انسانی حرفه‌ای شناخته شده، مؤسسه منشور کارکنان و توسعه در انگلستان به‌عنوان انجمن کارگران رفاه تأسیس شد، سپس یک دهه بعد نام خود را به مؤسسه رفاه کارگران صنعتی تغییر داد و دوباره در دهه بعد نام خود را به موسسه مدیریت کار تغییر داد. به همین ترتیب در ایالات متحده آمریکا، اولین موسسه آموزش عالی در جهان که به مطالعات محل کار اختصاص داشت، دانشکده روابط صنعتی و کار در دانشگاه کرنل در سال 1945 تشکیل شد (کرنل[2]، 2010). در نیمه دوم قرن بیستم، عضویت در اتحادیه به­طور قابل­توجهی کاهش یافت، درحالی­که مدیریت نیروی کار همچنان به گسترش نفوذ خود در سازمان­ها ادامه داد. روابط صنعتی و کار به­طور خاص برای اشاره به مسائل مربوط به نمایندگی جمعی مورد استفاده قرار گرفت و بسیاری از شرکت­ها شروع به معرفی این حرفه به­عنوان مدیریت پرسنل کردند.

 


[1] Zhou

[2] Cornel