اصلاح انگیزش شغلی امروزه مورد توجه بسیاری از محققان و مدیران سازمانها قرار گرفته است. انگیزش شغلی این سؤال را مطرح میکند که چگونه میتوان روحیه زیردستان را بالا برد و آنها را به کار بیشتر ترغیب نمود. مدیران میتوانند از طریق آگاهی از منابع قدرتی که کارکنان را به رفتار خاص سوق میدهد، به تلاشهای پرورش تمایل به کار در کارکنان نزدیک شوند. انگیزش شغلی کارکنان برای سازمان بسیار مهم است زیرا عامل و پشتیبان رفتار کاکرنان میباشد و آنها را تشویق میکند تا به دستیابی به فعالیتهای مهم و تحقق اهداف و نایج مطلوب مشتاق باشند. انگیزش شغلی کارکنان اهمیت بسیاری دارد زیرا مدیران کار را در اختیار زیردستان خود قرار میهند تا به درستی و ادغام با هاداف موردنظر صورت گیرد. انگیزش شغلی کارکنان در سازمان باید برآورده شود تا آنان بتوانند خود را با محیط تطبیق دهند. همچنین انگیزه کاری شرطی است که باعث میشود کارکنان بتوانند به اهداف انگیزشی خود دست یابند و از کاری که بهدست میآورند رضایت داشته باشند (اوکتاری[1] و همکاران، 2020).
مطالعات مربوط به انگیزش شغلی به این مربوط میشود که چرا افراد به شیوهای خاص رفتار میکنند و چگونه چنین رفتاری بر نگرش و عملکرد آنان در زمینههای مختلف زندگی تأثیر میگذارد. برخی از مطالعات نشان دادهاند که اکثر مدیران هنور در مورد اینکه چگونه بهترین انگیزه میتواند بهرهوری کارکنان را افزایش دهند و به بهبود عملکرد سازمانی منجر گردد، دانش کافی ندارند. بیشتر محققان انگیزش را بهعنوان چیزی توصیف میکنند که بر توانایی فرد برای انجام یک عمل خاص بهطور متقاعدکننده یا مؤثرتر تأثیر میگذارد (کالوگیانیدیس[2]، 2021). انگیزش نقش مهمی در توسعه و تشدید تمایل کارکنان برای عملکرد مؤثر در موقعیتهای مربوطه ایفا مینماید. اکثر محققان براین باورند که انگیزش شغلی کارکنان تأثیر قابلتوجهی هم بر کارکنان و هم بر عملکرد سازمان دارد (آنگلاچ[3]، 2015).
هدف از ایجاد انگیزه برای کارکنان عبارت است از:
- بهبود روحیه کارکنان و رضایت شغلی
- افزایش بهرهوری کارکنان
- افزایش نظم و انضباط کارکنان
- ایجاد جو و روابط کاری مطلوب
- ترویج و گسترش رابطه کاری خوب
- افزایش احساس مسئولیت کارکنان در قبال وظایفشان (منگکونگارا[4]، 2015).
[1] . Oktari
[2] . Kalogiannidis
[3] . Anghelache
[4] . Mangkunegara