مبانی نظری کنترل هیجان

احساسات یک محرک اساسی در تصمیم‌گیری و ارتباطات انسانی هستند. با افزایش اخیر در تعامل انسان و رایانه، محاسبات عاطفی به یک موضوع تحقیقاتی محبوب تبدیل شده است، با هدف توسعه سیستم‌های محاسباتی که می‌توانند احساسات انسان را درک کرده و به آن‌ها پاسخ دهند (لئونگ[1] و همکاران، 2023). بر اساس تحقیقات، بیش از 90 درصد از مفاهیم رد و بدل شده بین افراد از طریق کانال‌های مختلف منتقل می‌شود و حالات چهره و حرکات بدن نقش منحصر به فردی در محرابیان (2017) دارد. عاطفه نقشی حیاتی در برقراری ارتباط دارد؛ مثلاً اخم کردن نشانه نارضایتی و موافقت است (هویانگ[2] و همکاران، 2023). تعجب، شادی و ترس واکنش‌های طبیعی انسان به عوامل محیطی است. از جمله مطالعات جدید در این زمینه در مطالعه ذکر شده در هان و همکاران (2024)، یک مدل بیومیمتیک که عملکرد مغز انسان را تقلید می‌کند و با ادراک انسان همسو می‌شود و قابلیت تفسیر بهتری را برای ویژگی‌های بیولوژیکی ارائه می‌دهد (هان[3] و همکاران، 2024). بر اساس ویژگی‌های بیولوژیکی، یک شبکه عصبی غیر خطی برای استخراج ویژگی‌های متوالی ایجاد کرده است که برای تجزیه و تحلیل احساسات پویا مفید است. یا در مطالعه ذکر شده در لیو[4] و همکاران (2024)، او از یک شبکه عصبی با ساختار چند شاخه‌ای آشفته، برای این تشخیص استفاده کرد. این مدل با هدف پرداختن به مسائل عدم قطعیت، تصمیمات شبکه را قادر می‌سازد تا با افزایش دقت آموزش، قطعی‌تر شوند. احساسات را می‌توان به عنوان مجموعه خاصی از نیازهای شایستگی و اطمینان، سه پارامتر و گرایش‌های رفتاری معین توصیف کرد. برای مثال، ترس را می‌توان با شایستگی کم و اطمینان کم مشخص کرد که منجر به گریز از گرایش رفتار می‌شود. ترس علاوه بر این با وضوح پایین مشخص می‌شود، یعنی درک سطحی است و افکار به سرعت سرگردان می‌شوند (آوری[5] و همکاران، 2020). آستانه انتخاب پایین، یعنی فرد به راحتی حواسش پرت میشود و بین انگیزه‌ها در نوسان است و فعال‌سازی متوسط، یعنی فرد احساس تنش می‌کند. ترس که با حل مشکلات پیچیده مرتبط است، می‌تواند به حدس زدن دوم، نشخوار فکری، تأخیر و اجتناب از تصمیم‌گیری منجر شود. به عنوان مثال، عصبانیت زمانی رخ می‌دهد که کسی نتواند به هدف مهمی برسد یا در یک بازی شکست بخورد. خشم را می‌توان با وضوح بسیار پایین مشخص کرد (گوپتا[6] و همکاران، 2018)، یعنی ادراک سطحی است و افکار به سرعت سرگردان می‌شوند. آستانه انتخاب بالا، یعنی فرد فقط بر یک انگیزه متمرکز است و فعال‌سازی بالا، یعنی فرد بسیار برانگیخته و آماده عمل است. خشم همچنین با شایستگی متوسط ​​و اطمینان کم مشخص می‌شود که منجر به گرایش رفتاری به اقدام سریع و شاید پرخاشگری می‌شود (جارل[7] و همکاران، 2017).

 


[1] Leong et al

[2] Huang et al

[3] Han et al

[4] Liu

[5] Avry et al

[6] Gupta et al

[7] Jarrell et a