
عملکرد عبارت است از حاصل فعالیتهای یک فرد ازلحاظ اجرای وظایف محوله در مدتزمان معین. عملکرد نتایج قابلاندازهگیری، تصمیمات و اقدامات سازمانی است که نشاندهنده میزان موفقیت و دستاوردهای کسبشده است. هزینهها بخش محوری از عملکرد محسوب میشوند، درعینحال عملکرد تقریباً هر هدف رقابتی و تعالی غیرمادی نظیر قابلیت اطمینان، انعطافپذیری، کیفیت و سرعت را نیز در برمیگیرد (کانکایا و سزن[1]، 2018).
عملكرد راهي است كه از طريق آن كاركنان وظايف خود را انجام میدهند و ارزيابي، قضاوت در عملكرد كاركنان است. كاركنان هميشه عملكردهاي مديريت منابع انساني را با نيت سازمان از اين عملكردها يكي نمیدانند. براي مثال هنگامیکه رویهای در سازمان براي پیادهسازی ارزيابي عملكرد ايجاد میشود، اغلب مديران هستند كه اين رويه را به اجرا میگذارند. دانش و تجربه اين افراد براي اجراي اين عملكرد بسيار مهم است (رنج دوست و کاظمی، 1397). عملکرد مناسب و اثربخش یکی از کلیدهای موفقیت سازمانهاست. عملکرد خوب به معنی بهرهوری، کیفیت، سودآوری و مشتری مداری است. به همین دلیل است که سازمانهای موفق جهان تلاش زیادی دارند تا عوامل مؤثر بر عملکرد و رفتار کارکنان را شناسایی و مدیریت کنند و به این توفیق دست پیدا نمایند که با فراهم کردن این عوامل، بر عملکرد کارکنانشان بیفزایند (قربانزاده، 1392). بدیهی است با چنین نگرشی، مدیریت عملکرد بهعنوان ابزاری برای بهبود عملکرد و ارتقا رفتار کارکنان، از اهمیت بسیاری در فرایند مدیریت سازمانها برخوردار میگردد. نحوه عملکرد ازجمله بهترین راههای تثبیت اطلاعات لازم برای تصمیمگیری در سازمانهاست. اهداف عملکرد، بیانیههای مختصر و درعینحال دقیق هستند که اقدامات مشخصی را که انجام آنها لازمه اجرای موفقیتآمیز استراتژی است، تشریح میکنند. عملکرد بخشی از مدیریت منابع انسانی است که وظیفه آن ایجاد ارتباط بین مدیریت و کارکنان بوده و در فرآیند ارزیابی عملکرد، ابتکارات و خلاقیتهای افراد را نیز در نظر دارد، همچنین ضمن بهبود شایستگی فعلی افراد و کل سیستم، ایجاد ارتباط بین شایستگی فرد با کارکرد واقعیشان به دنبال بهبود و توسعه شایستگیهای جدید افراد برای هماهنگی با تکنولوژیهای مدرن و دنیای متحول فرد است (رحیمی و طاهری، 1399).
مفهوم عملکرد مفهومی است که نامشخص باقی میماند، اندازهگیری آن دشوار است و تعریف مخدوشی ندارد. پوگ (1991) مفهوم عملکرد را به عنوان تحقق کالاها، خدمات یا وظایف فکری تعیین شده برای تحقق اهداف تعریف میکند و عملکرد به گونهای انجام میشود که معیارهای از پیش تعیینشده را نیز در چارچوب کار برآورده میکند. تاکر و همکاران (2008) مفهوم عملکرد را اینگونه تعریف میکنند که چگونه و تا چه حد فعالیتها در یک فرایند میتوانند تحقق یابند یا سطح اثربخشی خروجیهای بدست آمده در نتیجه یک هدف خاص محقق میشود. سالت (2002)، مفهوم عملکرد را به عنوان بیان کمی یا کیفی نقطهای که توسط فرد، گروه یا سازمان انجام میشود تعریف میکند.
[1] . Cankaya & Sezen