برای شناخت گشتالت درمانی باید ابداعکننده آن یعنی فریتز پرلز و نظریههای روانشناختی و رواندرمانی موثر بر تفکرش را بشناسیم. اگرچه پرلز، آموزش روانکاوی دیده بود ولی نظریههای دیگر روانشناختی و رویکرد فلسفی، وی را بر آن داشتند تا نظامی در رواندرمانی ابداع کند که خیلی با روانکاوی فرق داشت. پرلز، پس از اخذ مدرک پزشکی خویش در سال ۱۹۲۰، در موسسهای که سربازان دچار آسیب مغزی در آن درمان میشدند، دستیار کورت گولدشتاین شده و در نتیجه تحت تاثیر افکار او قرار گرفت.
همچنین پرلز، تحت تاثیر افکار ویلهلم رایش در مورد رفتار کلامی و غیرکلامی بود و مجذوب کارهای زیگموند فریدلندر در مورد اختلاف نظر خلاق شد. پرلز در نتیجه همکاری با کورت گولدشتاین با کاربرد روانشناسی گشتالت در رواندرمانی آشنا شد. ابداع گشتالتدرمانی از دیدگاهی نظریتر و فلسفیتر، محصول نظریه میدانی، پدیدارشناسی و وجودگرایی بود. در سطح شخصیتر نیز همسر پرلز یعنی لورا که یک گشتالتدرمانگر، نویسنده و مدرس بود، سهم چشمگیری در پیدایش گشتالتدرمانی داشت. اینها عواملی هستند که زیربنای فکری ابداع گشتالتدرمانی توسط پرلز محسوب میشوند.