وظیفه «تصمیم گیری کل سازمان اداری را تباه می کند .... یک نظریه کلی مدیریت باید شامل اصولی برای سازمان باشد که متضمن اتخاذ تصمیمات درست است، همان گونه که باید شامل اصولی باشد که متضمن اقدام اثربخش است.
1- تصمیم گیری در مدیریت فرایندی پویاست که برخی مشکلات سازمانی را حل میکند و در این جریان، اغلب مشکلات دیگری ایجاد میکند.
۲- تصمیم گیری الگوی کلی اقدام است که در مدیریت منطقی تمام حیطه های کارکردی و وظیفه ای در سازمانها یافت میشود.
3- ارزشها بخش جدایی ناپذیر تصمیم گیریاند.
4- مدل کلاسیک تصمیم گیری از راهبرد بهینه سازی برای بالا بردن احتمال دستیابی به اهداف استفاده میکند اما این مدلی آرمانی است، نه توصیف واقعی عمل.
5- رضایت نسبی راهبرد تصمیم گیری عملگر است که برخی مدیران استفاده میکنند تا مشکلات عملی را حل کنند.
6- بیشتر مدیران احتمالاً از مدلی تکوینی برای تصمیم گیری استفاده می کنند؛ آنها در طول فرایند به زحمت میافتند.
7- یکی از راهبردهای انطباقی در تصمیم گیری منطق و جامعیت رضایت نسبی را با انعطاف پذیری و عملگرا بودن مدل تکوینی تلفیق می کند.
8- مانند بیشتر فرایندهای پیچیده بهترین راه برای تصمیم گیری وجود ندارد؛ بهترین رویکرد رویکردی است که بیش از همه با شرایط سازگاری داشته باشد. بنابراین یک رویکرد اقتضایی پیشنهاد میشود.
9- همه تصمیمات سازمانی منطقی نیستند؛ مدل سطل آشغال می تواند در توضیح تصمیم گیری غیر منطقی کمک کند.
10- غير منطقی بودن در تصمیم گیری اغلب از تنش به وجود می آید؛ مدل تعارض جَنيس - مان ایرادهای تصمیم گیری را توصیف می کند.