رضایت شهروندان بهعنوان شاخصی حیاتی برای حکمرانی خوب و ابزاری رایج در مدیریت عملکرد بخش عمومی، بهویژه در حوزه ارائه خدمات عمومی شناخته میشود (کالینز و همکاران[1]، ۲۰۱۹؛ کیم و همکاران[2]، ۲۰۲۴؛ برزانی و کوژای[3]، ۲۰۱۹؛ اسلام[4]، ۲۰۲۵). این مفهوم نشاندهنده ارزیابی شهروندان از کیفیت خدمات عمومی و عملکرد دولت است و بهعنوان عنصری اساسی در ارزیابی سیاستها به شمار میآید (ترونگ[5]، ۲۰۲۴؛ برزانی و کوژای، ۲۰۱۹). در این چارچوب، یک درک مشترک وجود دارد مبنی بر اینکه شهروندان همانند مشتریانی هستند که به کیفیت کالاها و خدمات عمومی توجه دارند (کالینز و همکاران، ۲۰۱۹).
اگرچه تمرکز اولیه این مفهوم بر مدلهای مبتنی بر عملکرد بوده است، در سالهای اخیر گرایش به سوی مدلهای شناختی ـ ضمنی رضایت شهروندان افزایش یافته است؛ با این حال، ماهیت سیاسی نهاد دولت اغلب در این مدلها نادیده گرفته شده است (جیلکه[6]، ۲۰۱۸). با این وجود، هنوز تعریف واحد و پذیرفتهشدهای برای رضایت شهروندان در سطح جهانی وجود ندارد و پژوهشها همچنان بر نیاز به بررسیهای بیشتر در این حوزه برای کشف ابعاد جدید این مفهوم تأکید دارند (کیم و همکاران، ۲۰۲۴؛ اسلام، ۲۰۲۵).
[1] - Collins et al.
[2] - Kim et al.
[3] - Berzani & Koxhaj
[4] - Islam
[5] - Trung
[6] - Jilke